حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

110

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

طاهريان فرزند شخصى هستند بنام مصعب بن رزيق از مردم پوشنگ يا فوشنج هرات و ادّعا داشتند كه از نسل رستم پهلوان معروف شاهنامه‌اند . جدّ ايشان رزيق در ولايت يكى از اشراف عرب از قبيلهء خزاعه درآمده بوده و به همين علت طاهريان را خزاعى هم مىنويسند . مصعب در موقع دعوت دعاة بنى عباس حكومت پوشنگ را داشت و هنگام قيام ابو مسلم بعنوان دبير در خدمت يكى از ياران او داخل شد . طاهر بن حسين مؤسس سلسلهء طاهرى بلقب ذو اليمينين مشهور است و در وجه اين نسبت اقوال مختلفه است از آن جمله گويند كه چون طاهر پس از فتح بغداد حضرت امام رضا را بأمر مأمون به آن شهر خواند و با او بوليعهدى بيعت كرد دست چپ خود را در دست حضرت نهاد و گفت دست راست من در خراسان مشغول بيعت با مأمون است چه رسم بنى عباس چنين بود كه در موقع اخذ بيعت خليفه با وليعهد به مسجد حاضر ميشد و مردم با هر دو بيعت ميكردند به اين طريق كه دست راست را در دست خليفه و دست چپ را در دست وليعهد مىنهادند . چون حضرت رضا اين پيش‌آمد را براى مأمون نقل كرد مأمون گفت كه من دست چپ طاهر را نيز دست راست ( يمين ) مىنامم تا نقصى در بيعت او با امام نباشد به همين جهت طاهر بذو اليمينين اشتهار يافت همچنانكه وزير مأمون فضل بن سهل سرخسى را كه هم بر سپاه رياست داشت و هم بر ديوان و دفتر ذو الرّياستين خواندند . طاهر ذو اليمينين در جمادى الآخرهء سال 207 در مرو مرد و مشهور چنين است كه وفات او در شب همان روزى بود كه خطبه را از نام مأمون برگرداند و بعضى نيز گفته‌اند كه بدستور مأمون مسموم شد . مدت امارت او يك سال و نيم است . خوارج در زمان خلافت مهدى يعنى در سال 160 از فرقهء خوارج كه در كرمان و سيستان و خراسان و دو طرف درياى عمان فراوان بودند شخصى از اعراب مهاجر قبيلهء بنى ثقيف بنام يوسف البرم در قسمت شرقى خراسان يعنى در حدود مرو رود و طالقان و جوزجانان ( گوزگانان ) بادّعاى امامت قيام كرد و حكومت شهر پوشنگ را كه با مصعب جدّ طاهر ذو اليمينين بود از او گرفت و بر كليهء ناحيهء شرق خراسان استيلا يافت .